الشيخ علي المشكيني

265

تفسير روان (فارسى)

سخنى است كه او گويندهء آن است ، يعنى از روى ترس و وحشت مىگويد و هرگز فرشته‌ها به آن اعتنا ندارند . و يا آن‌كه به زبان مىگويد و اگر بازگردد به مرحلهء عمل نمىآورد . « 1 » وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ يعنى : و از پشت سر مرگ آنها برزخى است تا روزى كه برانگيخته مىشوند . بايد دانست كه مراد از برزخ محيطى است در داخل دنيا پوشيده از ديد زنده‌ها در فاصلهء زمانى ميان مرگ و قيام رستاخيز ، شامل اوقات درنگ ارواح در قبر و مساكن ديگر پس از قبر تا قيامت ، و ساكنان آنها ارواحى هستند كه مرگ را چشيده و از دنيا بدان‌جا منتقل شده‌اند كه برخى يعنى نيكان نيك در حال حيات برزخى متنعّم ، و برخى يعنى بدانِ بد معذب ، و دستهء سوم يعنى مستضعفان در حال سُبات برزخى و شبيه خواب قرار دارند . و اطلاق برزخ به اين زمان به خاطر اين است كه مجموع اين زمان حاجز و مانع است ميان دنيا و قيامت ، و يا آن‌كه مانع است از رجوع ارواح به دنيا و يا از ورود آنها به صحنهء محشر . فَإِذَا نُفِخَ فِى الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَساءَلُونَ يعنى : پس چون مدت برزخ پايان يافت و نفخهء دوم صور دميده گشت و همهء آنان كه مرگ را چشيده بودند دوباره به حال حيات بازگشتند و صحنهء رستاخيز برپا شد ، پس هيچ نسبى ميان آنها در آن روز نخواهد بود . يعنى از شدت ترس و هول و وحشت آن روز ، نسب‌ها به كلى فراموش مىشود و هر كسى در فكر جان خود خواهد بود . و به عبارت ديگر روابط نسبى و اجتماعى انسان در دنيا براى انجام امور دنيوى و رفع نيازهاى زندگى و تعاون و تعاضد اجتماعى است و آن روز ، روز فراغ از اين امور است و همهء مكلّفان آماده و منتظر داورى خداوند و رسيدن به پاداش و كيفر خويش‌اند . « ولا يتسائلون » يعنى هيچ‌يك از ارحام و غير ارحام از يكديگر چيزى نخواهند پرسيد . بايد دانست كه اين جمله با آيهء وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ كه در سورهء طور آيهء 25 دربارهء اهل بهشت و در سورهء صافّات آيهء 50 دربارهء اهل جهنم است تعارض ندارد ، زيرا آيهء مورد بحث مربوط به صحنهء محشر و آن آيات مربوط به محيط بهشت و دوزخ است . مضافاً آن كه مواقف محشر نيز با هم فرق دارد .

--> ( 1 ) . چنان كه تا زنده بود به آن همه تذكرات انبيا توجهى نكرد و عملى به‌جا نياورد .